سه شنبه 30 مهر 1398
  • فرهنگ و هنر
  • شماره خبر: 9607931
  • 27 تیر 1398
  • 09:31
  • امتیاز:5/4
  • امتیاز شما
دو باغ کرمانی در قاب هنر معاصر

میزگردی پیرامون نقطه صفر یک رویداد هنری؛

دو باغ کرمانی در قاب هنر معاصر

اشاره - «رویداد دو باغ» به تعبیر برگزار کنندگانش، نقطه صفر یک اتفاق متفاوت و بزرگ هنری است که با همکاری انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز، خانه هنرمندان کرمان و حمایت شهرداری کرمان، اداره کل و فرهنگ ارشاد اسلامی استان، اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان و فرمانداری ویژه سیرجان شکل گرفته و قرار است تداوم یابد.

در این رویداد که روز چهارشنبه 19 تیرماه جاری با رسیدن بیش از 100 هنرمند به کرمان آغاز شد، با سفر این جماعت به همراه 50 هنرمند کرمانی به باغ سنگی سیرجان ادامه یافت. همین جمع فردای آن روز به ماهان رفت تا از باغ شاهزاده دیدن کند و روز جمعه 21 تیرماه در موزه هنرهای معاصر کرمان  به ارائه پنل‌ و گفت‌و‌گوهای تخصصی گذراند.
این رویداد با مدیریت و برنامه‌ریزی یک شورای سیاستگذاری متشکل از صفا سبطی، محمود محرومی، معصومه میرحسینی، مریم خدایی پارچین، شهریار رضایی (دبیر اجرایی)، میلاد نبی‌زاده، محمد مهدی صنعتی، عبدالرضا قراری (مدیرعامل خانه هنرمندان استان کرمان)، محمد رضا هاشمی نژاد (رییس خانه تجسمی استان کرمان) ومیثم ثمررخی (مدیر موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان) و برگزار می‌شود.
آنچه در ادامه می‌خوانید چکیده مطالب میزگردی است که با حضور عبدالرضا قراری و شهریار رضایی از اعضای شورای سیاست‌گذاری و مهدی بذرافشان عضو کارگروه اجرایی شکل گرفت؛ از آنها درباره کلیت رویداد، سهم کرمان و روند ادامه آن پرسیده‌ام. 

 ‌اگر ممکن است هرکدام از دوستان که مایل‌اید درباره رویداد 2باغ یک معرفی اجمالی بفرمایید و  از و روند شکل‌گیری آن بگویید؟
شهریار رضایی: اگر بخواهم به پیشینه این جریان اشاره کنم باید بگویم که اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک سری ایده داشت برای انجمن‌هایی که توی تهران هستند با این عنوان که شما هر کدام در یک شهر خارج از تهران یک اتفاقی را شکل بدهید.مثلا بچه‌های سفال و سرامیک رفتند زاهدان و یک برنامه اجرا کردند، بچه‌های نقاشی در تهران یک اتفاق معمول را رقم زدند و مواردی از این دست؛ در این بین بچه‌های انجمن مجسمه‌سازان تصمیم‌شان بر این شد، که به راحتی از این امکان نگذرند و تبدیلش کنند به یک اتفاق بزرگ.
تقریبا شش ماه این بحث و مجادله برقرار بود تا رسید به اینکه بر محور یک جریان معاصر، ایده‌محور و بینا‌رشته‌اییک رویداد را تعریف کنیم. و البته نباید از نظر دور داشت که انجمن مجسمه‌سازان بر این تاکید داشت که بیشتر اندیشه و ایده را وارد فضای مجسمه‌سازی کند، با این مقدمهاین پرسش مطرح شد که کدام شهرستان مکان این رویداد واقع شود؟ هر چند با توجه به پیشینه‌ای که کرمان داشت و با توجه به صحبتی که بین آقای علیزاده و مدیرکل اداره تجسمی وزارت‌خانه در تهران شده بود، استان کرمان پیشنهاد داده شده بود، اما انجمن به راحتی نپذیرفت و اقلیم‌های مختلفایران را بررسی کرد و در نهایت باز هم به این نتیجه رسیدکه اقلیم کویری می‌تواند جذاب‌تر باشد.

 ‌چرا از نظر آنها کرمان جذابیت داشت؟
به دلیل پیشینه قابل قبول مجسمه‌سازی در سال‌ها و دهه‌های اخیر. کرمان از استاد صنعتی به بعد، هنرمندان قابلی نظیر استاد قهاری، استاد هژبر، استاد شانس و مرحوم رضایی داشته و هنرمندان سال‌های اخیرش هم کم نبوده‌اند. برگزاری یک سمپوزیوم مجسمه‌سازی در دهه هشتاد و حضور علاقه‌مندانه خیلی از دانشجویان کرمانی و وجود موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان در مجموع این قدرت اقناعی را داشت که منتخب انجمن باشد.

 ‌آقای رضایی، ظاهرا خود شما هم در انجمن و در این تصمیم‌گیری‌ها حضور داشتید؛ درست است؟
شورای سیاست‌گذاری در انجمن خودش کرمان را انتخاب کرده بود و از مقطعی که کرمان انتخاب شده بود، انجمن از من دعوت کرد که از این مرحله به بعد به عنوان دبیر اجرایی و عضو شورای سیاستگذاری همراه رویداد 2باغ باشم. در این مرحله ترجیح من بر این بود که تاکید را از «اقلیم» یا «بوم» به «زیست بوم» بکشانم؛ چون فکر می‌کنم در این مورد، بوم به تنهایی اهمیت ندارد، بلکه این‌ مساله که مردم کرمان چطور این بوم را تبدیل به یک زیست بوم معنادار کرده‌اند، اهمیت دارد.به عنوان مثال، باغ سنگی اهمیت پیدا کرده، چون بیانگر برخورد خلاقانه فردی به نام درویش خان است با اقلیمی که در آن می‌زیسته. بعد از خلق باغ سنگی زیست مردم در این اقلیم پررنگ‌تر به نظر می‌رسد.ما می‌بینیم در زیست آن دوره یک چنین اتفاقی افتاده و یک چنین آثاری شکل  گرفته است، پس می‌توانیم این پرسش را مطرح کنیم که در زیست الان ما چه اتفاقی می‌تواند شکل بگیرد؟
از این‌جا به بعد احساس کردیم شاید مجسمه‌سازی به تنهایی توان خروجی‌های مناسب برای ایده‌های هنریرا نداشته باشد. پس تصمیم گرفتیم، هنرمندانبیش‌تری را در حوزه‌های مختلف مداخله بدهیم. از اینجا بحث بینارشته‌ای بودن این رویداد مطرح و عملی شد.
بر همین اساس از گروهی از هنرمندان و پژوهشگران  که رزومه‌شان نشان می‌داد فهم درستی از مفهوم بینارشته‌ای بودن و معاصر بودن دارند، دعوت کردیم که با فضای این دو باغ و فرهنگ مردم این اقلیم آشنا بشوند با این امید که از درون این رویداد ایده‌هایی شکل بگیرد و آثاری خلق شود. در عین حال  جایی را هم باز گذاشتیم برای ثبت‌نام کسانی که شاید ما نمی‌شناسیم ولی بعدها می‌توانند در خلق اثر و ایده مشارکت کنند.


 ‌ظاهرا در فاز اولیه این رویداد که از آن به فاز صفر تعبیر کرده‌اید، حدود 100 نفر هنرمند خارج از استان  شرکت داشته‌اند، درست است؟
پیش‌بینی ما چهلپنجاه نفر بود، ولی به تعداد صد نفر رسید. که با مشارکت هنرمندان کرمانی مجموعا 150 نفر در این رویداد مشارکت داشتند.

 ‌چرا فاز صفر؟
برای اینکه در این فاز قرار است این هنرمندان تنها با دو باغ شاهزاده ماهان و باغ سنگی سیرجان آشنا شوند و در مراحل بعدی است که می‌توانند برای ارائه اثر مشارکت کنند. لازم است اضافه کنم که در این مسیر یک جریان موازی دیگر هم داشتیم و آن ارائه چندین پنل‌ تخصصی در موزه هنرهای معاصر کرمان بود که بستری را فراهم کرد تا بین هنرمندان شرکت کننده و هنرمندان و هنرجویان کرمانی گفت‌وگوهای تخصصی متعددی شکل بگیرد. این برنامه بر اساس نیازسنجی و تصمیم‌گیری یک شورای راهبردی که در کرمان تعریف کردیم ادامه‌دار هم هست و قرار است نیازسنجی کنیم که ما این‌جا به چه پنل‌هایی نیاز داریم. از این به بعد با هماهنگی شورای نامبرده و برمبنای همان نیاز سنجی انتخاب و ارائه این پنل‌ها به صورت موازی با آن موضوع قبلی پیش می‌رود.

 ‌روند برگزاری این رویداد به طور کلی از چه مسیری صورت گرفته و می‌گیرد؟
ما از نهم خردادماه فراخوان دادیم. در تاریخی که در فراخوان مشخص شده،هنرمندان و پژوهشگرانی که شرکت کنند، ایده‌ها و طرح‌هایخود را تحویل دبیرخانه می‌دهند. هیات انتخاب که متشکل از هنرمندان رشته‌های مختلف هستند، آنهارا بررسی می‌کنند. در این مرحلهایده‌ها و طرح‌هایی که قابلیت حضور در این رویداد را داشته باشد، به شکل مکتوب ارائه و پس از پذیرفته شدن، به شکل پروپوزال‌هادر یک نمایشگاه در تهران ارایه می‌شوند. یعنی هنوز ما ‌آن‌جا به شکل مرسوم اثر نداریم. در این مرحله کتابی هم چاپ خواهد شد که بر اساس همان طرح‌ها و ایده‌ها است بر اساس کارها و آثار نهایی. در مرحله بعد پروپوزال‌ها تبدیل به اثر می‌شوند، که می‌تواند به صورت گروهی و یا انفرادی باشد.
در مرحله نهایی، آثاری که داوری و انتخاب شده‌اند، در موزه هنرهای معاصر کرمان ارائه می‌شوند که و بر اساس تصمیم هنرمند یا تصمیم شورای انتخاب،می‌تواند ماندگار هم بشوند. این کلیت این اتفاق تا نقطه‌ پایان.

 ‌آقای قراری در رویداد 2 باغ، نام «خانه هنرمندان کرمان» نیز به چشم می‌خورد؛ لطفا توضیح دهید این خانه با چه نگرشی در برگزاری این رویداد مشارکت دارد؟
عبدالرضا قراری: عرض کنم که با توجه به پیشینه و ظرفیت‌ موجود در هنرهای تجسمی استان، از مدت‌ها پیش،مدیرکل  فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، هم با اداره کل هنرهای نمایشی و هم با انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز ایراندیدارها و مذاکراتی داشتند. از سویی دیگر، شهرداری کرمان نیز با اتکا به وجود هنرمندان و اساتیدی مثل صنعتی، قهاری، هژبر و شانس در تاریخ هنر و جریان فعلی هنر کرمان، از پیشنهاد کلی برای برگزاری یک رویداد حمایت کرده بود. در وزارت ارشاد نیز یک ماموریت متفاوت تعریف شده بود و آن هم بحث  شهرهای خلاق بود که بر اساس آن پیشنهاد شده بود در هر شهری یک رویداد در حوزه تجسمی شکل بگیرد. این‌ مسایل جدای از یکدیگر پیش می‌رفت، تا اینکه دیدار مدیر کل ارشاد استان با انجمن مجسمه‌سازان ایران این مسیرهای موازی را به هم پیوند داد. با این مقدمه خواستم به این نکته اشاره کنم که خانه هنرمندان از بخشی از این پیشینه که مربوط به کرمان بود آگاه بود، اما از آن بخشی که مربوط به انجمن مجسمه‌سازان ایران بود آگاهی نداشت تا اینکهدوستان انجمن با همراهی آقای رضایی به عنوان دبیر اجرایی این رویدادبه مساله ورود کردند و از خانه هنرمندان هم دعوت شد تا در این رویداد مشارکت کند، خانه هنرمندان هم با تحلیل این قضیه این رویداد را برای هنر کرمان فرصت دانست و مشارکت کرد.
وقتی که پرویز کیمیاوی از طریق یک بریده روزنامه با باغ سنگی آشنا شد و فیلم کوتاهی از آن ساخت،باغ سنگی ماهیتی نو و متفاوت یافت. حالا تصور کنید که تعداد زیادی از آدم‌هایی که ماهیتا می‌توانند دیدگاه تببین کنند و سطح متفاوتی از معرفی در نظام ارتباط فرهنگی و اجتماعی ایران منتشر کنند، آمده‌اند و با این باغ مواجه شده‌اند حتی اگر اثری خلق نکنند، اما با پرسش‌هایی از این دست که آیا «درویش خان، خالق باغ سنگی» یک هنرمند است یا نه؟ این باغ و خالق آن را از یک نظام زیستی به یک نظام معنایی دیگر منتقل می‌کنند و آن تغییر نظرگاه نسبت به شهر سیرجان و ماهیت آن است که حتی بر زیست ساکنان آن اطراف ممکن است اثر بگذارد. چرا که یک هنرمندی که ممکن بود بر حسب تصادف از سیرجان یا ماهان عبور کند اکنون با یک پشتوانه منطقی به از این مکان دیدن کرده و هویت یک سرزمین و مناسباتی که در فراگشت هویت آن مطرح می‌شود از سوی این هنرمند مورد پرسش قرار می‌گیرد. این به نظر من یک مساله بسیار جدی است که منافع بلند مدت آن از خیلی از معادن و باغات و محصولات صنعتی و کشاورزی بیشتر است. و خروجی بیشتری بر آحاد و کلیت جامعه دارد. در خصوص شیوه برگزاری این رویداد هم می‌توان گفت که سی و اندی سال است که مشاهده می‌کنیم بسیاری از اتفاقات هنری مرسوم موجب خرسندی مردم ما نشده‌اند، در صورتی که این رویداد به عنوان مثال در همان شب گشت و گذار سیرجان،  وقتی هنرمند با یک فرد محلی وارد ارتباط و گفت و گو و شناخت از هم می‌شود، حرکتی بسیار تاثیرگذار و متقابل است.

 ‌ممکن تحلیل خانه از این رویداد را بفرمایید؟
یک زاویه این است که این رویداد در قیاس با رویدادهای دیگر، مسایلی مثل رقابت، فقدان یک نظام تئوریک و به اصطلاح توسعه یافته یا معاصر را که از دید ما آسیب‌های بسیاری از رویدادهای هنری می‌باشد را نداشت، بنابراین برای هنر درون‌گرای استان در ارتباط با رویدادهای برون داد، یک فرصت به شمار می‌رفت. زوایه دیگر هم این بود که خود رویداد 2باغ آنقدر انگیزه و جذابیت داشت که خانه هنرمندان توان خودش را برای مشارکت فعال در برگزاری یک پروژه معاصر و بینارشته‌ای، محک بزند.
 بنابراین براساس مباحثی که در سطح هیات راهبردی خانه هنرمندان مطرح شد، قرار شد که در اجرای این پروژه ورود کنیم و و در شورای سیاست‌گذاری و در سطوح مختلف حضور داشته باشیم.

 ‌شاید بی‌مناسبت نباشد اگر بپرسم به چه دلیل تعدادهنرمندان کرمان در این جریان کمتر از هنرمندان خارج از استان بود؟
شهریار رضایی: این نکته به مهمان‌نوازی کرمانی‌ها برمی‌گردد؛ واقعیت این است که ما در ابتدا فکر می‌کردیم، جمعیتی بین چهل تا شصت نفر از تهران بیایند و جمعیتی در همین حدود هم از کرمان خواهیم داشت، ولی در عمل به صد نفر مهمان رسیدیم و پنجاه نفر از کرمان. شاید هم کرمانی‌ها نیازکمتری به حضور در این فاز از این رویداد را داشتند، به این دلیل که به منطقه و زیست‌بوم خود آگاهند. در مقابل ما یک سری آرتیست و پژوهشگر داریم که می‌خواهند به این اقلیم و زیست بوم آن که با آن ناآشنایند، مسلط شوند. به نظر می‌رسد دیالوگ باید از این نقطه آغاز شود و به همین دلیل نقطه صفر نام دارد. با این حال ما از طرف خانه تجسمی کرمان لیستی از آدم‌های شناخته شده‌تر تهیه کردیم و از آنها خواستیم که در این رویداد حضور پیدا کنند،یعنی کسانی که احساس می‌کردیم می‌توانند تاثیرگذار باشند. به عبارتی این رویداد مثل یک رویداد دانشجویی نبودکه فراخوان عام بدهیم. در واقع یک فضای تخصصی مورد نظر ما بوده است که بر اساس آن یک شناختی از منطقه حاصل شود.ما در فاز صفر غیر از ایجاد آشنایی با زیست‌بوم منطقه برای غیرکرمانی‌ها، هدف دیگری را دنبال نمی‌کردیم. در مرحله بعدی است که طیف وسیع‌تری درگیر خواهند شد. ببینید یک فاز صفر مطرح شده که این فاز صفر در حقیقت برای مواجه هنرمندان و به اصطلاح افرادی است که که به نحوی در این رویداد باید خارج از این مرزو بوم حضور داشته باشند. بعد از این است که اطلاع‌رسانی خواهد شد، یعنی از الان فرصت حضور هنرمندان فراهم است ما حضور و مشارکت جامعه هنری کرمان را از این به بعد انتظار می‌کشیم، برای آن برنامه تعریف کرده‌ایم.
در این بین ممکن است برای بعضی این شبهه به وجود آمده باشد که این رویداد را با جشنواره‌های مرسوم قیاس کنند و تصورشان این باشد که یک جشنواره برگزار شد و من کجای این جشنواره بودم؟ مسئله این است که این رویداد هنوز شروع نشده، فراخوانش نوشته و منتشر شده و امکان حضور موثر در آن از این به بعد ممکن است.

 ‌آقای بذر افشان، شما هم به عنوان یک هنرمند و هم به عنوان عضوی از خانه هنرمندان که در حوزه اجرایی 2 باغ هم نقش دارید، ارزیابی‌تان از فاز صفر چیست؟
من فکر می‌کنم جریان رویداد دو باغ اولا که به هنر دوره معاصر می‌پردازد و ره‌‌آوردش برای ما می‌تواند گفت‌وگوهای تازه‌ای باشد؛ ثانیا، اگر ما به هنر  امروز که به شکل‌های مختلف در جریان است، یک نگاه آسیب‌شناسانه یا منتقدانه بکنیم، در جامعه هنری و در سطوح مختلفآن چند آسیب کلی می‌بینیم. یکی این‌که ما غیر از اینکه در رشته تخصصی خوددچار ضعف دیالوگ هستیم،در حوزه‌های بینارشته‌ای نیز این ضعف را داریم. از سویی دیگر وقتی تولیدات اخیر در رشته‌های مختلف را می‌بینیم، متوجه می‌شویم که یکی از آسیب‌های بارز عدم توجه به ضرورت‌های اجتماعی در تولید اثر هست که باعث می‌شود ما در بخشی از آثار تولیدی با جامعه و سطوح مختلف آن  ارتباط برقرار نکنیم. اکنون معاصر بودن این رویداد غیر از این‌که واجد یک نگاه تازه هست، دقیقا پاسخی است به این آسیب‌ها، یعنی راه کاری است برای رفع این آسیب‌ها.مخصوصا که جریان هنر معاصر هم تاکید بر گفت و گو دارد. نگاه بینا‌رشته‌ای رویداد دو باغ هم بر گفت‌وگو تاکید دارد.
با توجه به طراحی پنل‌های تخصصی که در آنها به صورت متنوع،پژوهشگر معلم، آرتیست معلم، آرتیستی که اصلا معلم نیست و تنها بر اساس پیشینه اثرش گفت‌وگو می‌کند، استاد و هنرجو، کرمانی، غیرکرمانی و پایتخت نشین‌ها همه با هم حضور دارند، فکر می‌کنم این رویداد سطحی را به نمایش گذاشت که اگر با همین سطح بتواند به مرحله سوم و پایانی برسد ما حداقل می‌توانیم برای رفع آسیب‌های مهم جامعه هنری امروز،کلید شروع رابزنیم و جریانی را ایجاد کنیم که در سال‌های بعد بتوانیم ادعا کنیم که رویداد دو باغ با تاثیر در این منطقه جغرافیایی به عنوان یک پایلوت توانست تاثیر بسیار مثبتی بگذارد.
نکته دیگر اینکه همیشه در رویدادهای مرسوم حوزه هنر،بحث مرکز و پیرامون مطرح بوده و هنرمندان شهرستانی به واسطه نقص امکانات در شرایطی کم‌بهره‌تر از هنرمندان پایتخت نشین قرار داشته‌اند. اما اینکه مرکزیت این رویداد، دوباغ در استان کرمان است و مساله زیست بوم با ویژگی‌های این دوباغ برای تولید اثر اهمیت پیدا می‌کند، هنرمندان این منطقه را از هنرمندان پایتخت یا دیگر مناطق در موقعیتی مناسب‌تر قرار می‌دهد.
چرا که هنرمندان استان به اندازه سن وسالشان با این دو باغ تجربه زیستی دارند و دیگران این تجربه را تنها در فرصتی که فاز صفر رویداد در اختیارشان قرار داده، می‌توانند داشته باشند و باید همین تجربه را به عنوان متریال مفهومی یا اندیشگانی با پیشینه‌ایی که از واقعیت باغ در ذهن دارند انطباق داده و به ایده برسانند.
اما کرمانی‌ها این متریال را در سال‌های متمادی و به صورت مداوم تجربه کرده‌اند.
نکته دیگر هم اینکه اینبار بر خلاف خیلی از تصمیماتی که از مرکز گرفته می‌شود و شهرستان‌ها یا مراکز استان موظف به اجرای آن هستند، این اتفاق به دلیل حضور کرمانی‌ها در شورای سیاستگذاری و شناخت جدی‌ترشان از منطقه، حضوری موثر‌تر دارند.
شهریار رضایی: در ادامه صحبت آقای بذرافشان می‌خواهم بگویم چون می دانستم دوستان کرمان  صاحب اندیشه و فکر هستند و با قدرت می‌توانند کمک بدهند در انجمن مجسمه‌سازان بر این نکته بسیار تاکید داشتم و دیگر اینکه در پایان می‌خواهم بگویم: در این رویداد حتی اگر فرض  کنیم که هیچ عملی انجام نشده، ما دست کم صد نفر از آرتیست‌های جدی هنر معاصر را که تقریبا هیچ‌وقت یک جا گرد هم جمع نشده بودند را با دو تا پدیده متعلق به زیست بوم کرمان به اسم باغ سنگی و باغ شاهزاده آشنا کردیم؛به علاوه اینکه کرمانی‌هایی که مجددا به این 2 مقوله یک نگاه تازه‌ای انداختند. بنابراین حتی اگر یکی از این هنرمندان به این رویداد اثری هم ارائه ندهد، اما در ذهنش ثبت شده و ممکن است پنج سال بعد در یک رویداد دیگری این اتفاق دوباره برایش زنده شود. به تعبیری می‌خواهم بگویم ما دیگر باغ سنگی را از این به بعد تنها با فیلم پرویز کیمیاوی نخواهیم شناخت و مطمئن هستیم که باز هم تولید اثر خواهیم داشت. 

 

رضا شمسی

 

0