پنج شنبه 19 تیر 1399
  • فرهنگ و هنر
  • شماره خبر: 9608543
  • 1 اسفند 1398
  • 10:44
  • امتیاز:5/4
  • امتیاز شما
فیلم‌های بفروش را ببینیم‌، ‌یا نه؟

نگاهی به فیلم مطرب به بهانه‌ی فروش بالای این فیلم و اکران آن در سینما مهتاب کرمان

فیلم‌های بفروش را ببینیم‌، ‌یا نه؟

رضا کرمانی- سینمای ایران فرمول زده است و کافی است که یک اثر سینمایی چه در فرم و چه در محتوا مورد توجه مخاطبان و تماشاگران سینما قرار بگیرد، بلافاصله فیلم‌های این گونه پشت سر هم برهمان مبنا و با همان ساختار ساخته می‌شود، تا نهایتا آن شیوه و به قول معروف آن فرمول دیگر جواب ندهد و این میان انگار که خبری از خلاقیت و نو آوری نیست.

زمانی که فیلم «نهنگ عنبر بود» با یک فرمول جدید  و تاکید بر نوستالژی و خاطرات تملشاگران از دهه‌ی شصت در سینمای کمدی ساخته شد و مورد توجه مخاطبان قرار گرفت، بلافاصله این گونه فیلم سازی مورد توجه قرار گرفت. یا بعد از حضور زنان خارجی بی‌حجاب که در فروش بیشتر آثار سینمایی ایران تاثیر گذاشت، این موضوع به شدت مورد توجه وبهره‌برداری فیلم‌سازان و تهیه کنندگان ایرانی قرار گرفت. به طوری که در فیلم‌هایی نظیر تگزاس و..‌. شاهد حضور زنان خارجی بی‌حجاب با لهجه‌ی بامزه فارسی بودیم. همچنین مدتی است که سینمای ایران استفاده از شوخی‌های جنسی را در دستور کار ساخت فیلم‌های کمدی و یا بهتر بگوییم سوپر مارکتی قرار داده است و توانسته با این حربه تماشاگران و به خصوص جوانان را به سالن‌های سینما جذب کند. همه‌ی این موارد با چاشنی موسیقی و رقص و حرکات موزون بازیگران مرد فرمولی را پدید آورده  که اهالی سینما به قول خودشان به آن «بفروش» می‌گویند.  فیلم «مطرب» ساخته‌ی مصطفی کیانی با رعایت تمامی این قواعد، ساخته شده و تا کنون توانسته عنوان یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران را از آن خود کند. و در این میان آنچه که برای عوامل سازنده، ذره‌ای اهمیت ندارد توجه به هنر سینما و شعور مخاطب است.
پرویز پرستویی که تا همین چند سال پیش بازی‌های درخشانش   نام او را در سینمای ایران ماندگار کرده بود، حالا مانند بازیگرانی چون حمید فرخ‌نژاد، این روزها بیشتر از آنکه به قوت اثر و به خصوص فیلم‌نامه اهمیت بدهد، بیشتر توجه‌اش به دستمزد بیشتر وسفرهای خارجی است. موضوعی که البته سال‌هاست  گریبانگیر بسیاری از هنرمندان ما شده است‌.
پرستویی در این فیلم در نقش یک مطرب فرو رفته، یک خواننده‌ی کوچه بازاری که قبل از انقلاب قصد داشته تا خواننده شود و اما از بخت بدش، آغاز کار حرفه‌ای او در عرصه‌ی خوانندگی، مصادف شده با شروع انقلاب اسلامی. این مطرب بعد از سال‌ها سکوت و آواز نخواندن، از طریق دخترش می‌تواند راهی به کشور ترکیه و شهراستانبول برای خود باز کند و با یک موزیسین قدیمی که از قضا دوست صمیمی‌اش است، به این سفر می‌رود تا بتواند بلکه در ترکیه دوباره روی صحنه آواز بخواند. پسر این مطرب، «آقا ابراهیم» هم سالیان سال پیش ایران را ترک گفته و به خانواده‌ی خود خبر داده به آمریکا سفر کرده؛ غافل از اینکه پسر خانواده در همین استانبول به سر می‌برد و معلوم هم نیست چطور و از چه طریقی، پرستار بچه یکی از معروف‌ترین خوانندگان زن ترکیه‌ای شده است. فیلمنامه‌ی مطرب رامصطفی کیایی، کارگردان فیلم، نوشته است و انگار  دوست داشته در تک تک سکانس‌های فیلم بگوید که فیلمنامه‌ی من دارای ساختار منطقی است وبی‌اساس و بی‌پایه نیست. کیایی در غیرمنطقی‌ترین بخش‌های فیلمنامه خود، توجیهات به شدت مسخره‌ای را عنوان می‌کند به امید اینکه بتواند فیلم خود را نجات دهد و به آن منطق ببخشد ولی در واقع نتیجه معکوس است.
برخی از صحنه‌ها هم مشخص نیست چرا در فیلمنامه گنجانده شده‌اند، به طور مثال: سکانس خروج از کنسرت خواننده زن ترکیه‌ای و بازگشت دوباره به پشت صحنه این کنسرت که می‌توانست به راحتی هرچه تمام‌تر، در یک لوکیشن، (همان سالن کنسرت) حل و فصل شود. این پیچیده کردن‌های بی‌هوده که کیایی برای فیلمنامه‌اش بکار برده، بیشتر باعث مضحک شدن فیلمش شده است تا قوت آن.
فیلم‌نامه مطرب سرتاپا بی‌منطق است و هیچ دلیل منطقی در طول فیلم به تماشاگر برای رویدادها و اتفاقاتی که برای  شخصیت‌ها می‌افتد، ارائه نمی‌شود. شخصیت‌ها ناقص و بدون پرداخت‌اند و تنها به ظاهر رنگ  و لعابی از جنس حرافی دارند. وقتی که شخصیت ناقص طراحی شود بازیگران شاخص و با تجربه هم، توانایی ایفای نقشی صحیح و قوی نخواهند داشت و طبیعی است که حضور کسی چون پرستویی و... نتوانسته‌ به اثر کمک شایانی بکند.
مطرب قرار است یک فیلم کمدی باشد که نیست و در برخی موارد قرار است یک فیلم طنز انتقادی باشد که باز هم نیست. کارگردان آنقدر از فرمول تکراری «بفروش» بودن فیلمش مطمئن بوده که دیگر به چیز دیگری فکر نکرده است. مطرب  همانطور که اشاره شد نه کمدی‌است نه طنزی انتقادی؛ تنها ترکیب ناهمگونی است مملو از شوخی‌های جنسی و قر و آوازخوانی کافه‌ای و...این قبیل موارد به ظاهر جذاب برای مخاطب امروز.
مطرب هرچه جلو می‌رود  داستانش ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود و در یک سوم پایانی کاملا از هم می‌پاشد، به‌طوری که فیلم‌ساز قادر به نجات اثرش نمی‌شود. فیلم در یک سوم پایانی عملا حرفی برای گفتن دارد و صرفا در حال کش‌دادن داستان برای تبدیل شدنش به یک فیلم سینمایی صد دقیقه‌ای است و اتفاقات و خرده داستان‌هایی که در این دقایق رخ می‌دهد، تاثیری روی داستان و فیلم‌نامه ندارند.مطرب یک کپی چند باره و ناشیانه از یک سری از فیلم‌های کمدی موفق در فروش سال‌های اخیر است که گرچه کیشه را در دست داشته‌اند  و حداقل باعث رونق صنعت سینما و چرخه‌ی اقتصادی شده‌اند. اما بعید می‌دانم که دیگر این فرمول جواب دهد. البته همه چیز به مخاطبان سینما بستگی دارد که آیا به تماشای چنین فیلم‌هایی بروند یا نه؟

0