دوشنبه 30 اردیبهشت 1398
  • فرهنگ و هنر
  • شماره خبر: 9607671
  • 18 فروردین 1398
  • 12:47
  • امتیاز:5/4
  • امتیاز شما
همیشه دلم ‌تنگ کرمان است

گفت‌و‌گو با سید جواد جعفری، مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان و خادم امام رضا (ع)

همیشه دلم ‌تنگ کرمان است

از سال 1367 تا 1381 مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان بوده است و در این دوره 14 ساله یادگاری‌های قابل توجهی از خود به یادگار گذاشته است؛ که مهمترین آنها ساختن مجتمع‌های فرهنگی در کرمان و همه شهرستان‌های دیگر استان و راه‌اندازی «شعر رضوی» در کرمان می‌باشد، جشنواره‌ای که منجر به تاسیس جشنواره‌های دیگر رضوی در رشته‌ها مختلف هنری و در نهایت ایجاد بنیاد بین المللی امام رضا(ع) شد. سید جواد جعفری از سال 1381 به خراسان رفته است و پس از سال‌ها خدمت به افتخار خادمی امام محبوب خود نائل آمده است. گفت‌و‌گوی مفصل من با او را بخوانید تا با این مدیر موفق احساس خودمانی بیشتری بکنید.

 درابتدا علاقه‌مندیم معرفی شما را از زبان خودتان بشنویم؟
بسم الله الرحمن الرحیم، سید جواد جعفری هستم، از اهالی شهرستان انار، زاده شده در روستای احمدآباد. دوران دبستان را در مدرسه‌ای گذراندم که در روستای همجوار ما وجود داشت و معلم آن هم از سپاه دانش بود؛ این دبستان هم از کلاس اول تا کلاس سوم، بیشتر نداشت، بعد از کلاس سوم باید یک فاصله شش کیلومتری را طی می‌کردیم و می‌رفتیم در خود شهر انار، آنجا هم یک مدرسه‌ای بود که شش پایه داشت یعنی از کلاس اول تا کلاس ششم را داشت. ما از کلاس سوم به بعد صبح‌های خیلی زود از روستای خودمان حرکت می‌کردیم و حدود شش تا هفت کیلومتر را با پای پیاده اعم از اینکه زمستان باشد، سرد باشد، برف باشد باید این مسیر را پیاده طی می‌کردیم و چند نفری از روستا بودیم که به مدرسه سعدی در انار می‌رفتیم. خلاصه، تا کلاس ششم در آن جا درس خواندم و بعد هم در شهر انار دبیرستان تأسیس شد آن هم تا کلاس نهم، که بعدها به آن سیکل می‌گفتند یعنی کسی که از اول دبستان تا کلاس نهم را درس می‌خواند، می‌گفتند او سیکلش را گرفته است. و بعد از آن کسانی که می‌خواستند به تحصیل ادامه دهند باید برای ادامه تحصیل یا یزد، یا رفسنجان یا کرمان می‌رفتند و من به جهت اینکه فاصله شهر انار تا یزد نزدیک‌تر بود، یزد را انتخاب کردم و دیپلم را در یزد در دبیرستان ملی رسولیان واقع در کوچه حنا گرفتم که خدا رحمت کند شهید دکتر پاک نژاد را که در واقعه حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید و نماینده مردم یزد در مجلس شورای اسلامی بود و پزشک نیکوکاری هم بود، ایشان رییس هیات امناء این مدرسه بود، مدرسه کنار مسجد رسولیان و مدرسه‌ای مذهبی بود. آن دوره، دوره ستمشاهی بود و شخصیت‌هایی مثل شهید صدوقی و شهید دکتر پاک نژاد این مدرسه را برپایه مبانی اسلامی تأسیس کرده بودند آن مدرسه هم اینطور بود که هم سطح علمی آن بالا بود، به این جهت که این مدرسه توسط دکتر پاک نژاد و با حمایت شهید صدوقی تاسیس شده بود، هم سعی داشتند یک نوع نخبه پروری باشد و هم مدرسه دینی باشد که کنار یک مسجد خیلی معروف به عنوان مسجد رسولیان بود. لذا تا کلاس 12 یا همان دیپلم من آن جا درس خواندم. خدمت سربازی را در وزارت دفاع فعلی که سابقا وزارت جنگ نام داشت خدمت کردم، در دوران انقلاب به فرموده امام(ره) که فرمودند سربازان پادگان‌ها را ترک کنند ما هم به اتفاق جمعی از درجه داران و افسران محل خدمت خود را ترک نمودیم، تا 22 بهمن ماه و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در تظاهرات و پخش اعلامیه و همچنین ورود حضرت امام خمینی به ایران و سخنرانی ایشان در بهشت زهرا حضور داشتم و بعد از انقلاب علیرغم اینکه از سوی وزارت دفاع دعوت به همکاری شدیم ولی با توجه به اینکه از سوی مسئولان وزارت آموزش و پرورش دولت انقلاب گفته شد نیاز به معلم داریم و افرادی می‌توانند در این آزمون معلمی شرکت بکنند که علاقمند به خدمت در روستاها و روستاهای صعب‌العبوری که تا قبل از آن مدرسه نداشتند، باشند. لذا من همان موقع داوطلب شدم که در این آزمون شرکت بکنم و در این آزمون پذیرفته شدم و حدود 1200 نفر در کنکوری که برای معلمی شرکت کرده بودیم و ما برای سهمیه استان کرمان پذیرفته شدیم به کرمان رفتیم و در آن جا یک دوره یک ماهه برای ما گذاشتند و دوباره آزمونی برگزار کردند تا متناسب با نمره‌ای که آوردیم روستاها را خودمان انتخاب کنیم و از آن جا که من جزو سه نفر اول پذیرفته‌شدگان آن آزمون بودم روستای خودمان را انتخاب کردم و به روستای خودمان رفتم که باز تا آن زمان مدرسه نداشت، مدرسه تازه در حال ساخت بود و من به آن جا رفتم و معلم شدم. و از پایه اول تا چهارم را راه اندازی کردم و خودم هم معلم هر 4 کلاس بودم و یک سری کارهای عمرانی را شروع کردم از جمله امکاناتی مانند برق و آب و جاده را پیگیری کردم که به آن روستا بیاید، آب روستا و چاه موتوری که آب روستا را تامین می‌کرد، شور شده بود و باید جابجا می‌شد. با کمک اهالی یک مسیر جدید کانال‌زنی و لوله‌گذاری شد، برق نداشتیم که با کمک فرمانداری محترم شهرستان رفسنجان، موافقت اداره برق را جلب کردیم تا از انار به این روستا و دو روستای مجاور به نام عباس آباد و تراب آباد برق آورده شود. آن زمان هنوز شورا های شهر و روستا تشکیل نشده بود، با راه اندازی انجمن روستا تلاش‌های عمرانی خوبی صورت گرفت این فعالیت‌ها منجر به این شد که مسئولان فرمانداری رفسنجان که می‌آمدند و بازدید می‌کردند و یا بازرس‌هایشان می‌آمدند بازدید می‌کردند این‌ها علاقمند شدند که من بروم و در خود فرمانداری خدمت کنم. لذا من به فرمانداری رفتم و در آن جا مسئولیت ستاد بسیج اقتصادی را به من سپردند، خدا حفظ کند شخصیت بسیار ارزشمندی که استاد دانشگاه بودند در دانشگاه شهید باهنر کرمان، جناب آقای دکتر نصرالله گرامی که فرماندار شهرستان رفسنجان شدند و ما با ایشان یک ارتباط خیلی خوبی پیدا کردیم به جهت اینکه ایشان هم از کرمان به رفسنجان مامور شده بودند برای خدمت و من هم از انار رفته بودم لذا سعی کردیم که با هم مجموعه فعالیت‌های گسترده‌ای را به لحاظ عمرانی، اقتصادی و فرهنگی شروع کنیم و بعد از مدتی موضوع انتخاب رییس برای ارشاد مطرح بود و در آن زمان دو شخصیت صاحب نام مانند حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان و حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ عباس پورمحمدی که در آن موقع رییس سازمان تبلیغات اسلامی بودند (که هر دو بزرگوار از دنیا رفته اند و خدا رحمتشان کند) و فرماندار رفسنجان توافق کردند که من به عنوان رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رفسنجان شروع به کار بکنم دو سال در آن جا بودم و در آن جا هم از همان اول سعی کردم یک سری فعالیت‌هایی در حوزه ساخت و ساز انجام شود؛  مخصوصاً چون که اداره نداشتیم، سعی کردیم، زمینی را تهیه بکنیم تا در آن جا ساختمان اداره ساخته شود و امکاناتی مانند تجهیزات، وسائط نقلیه، ابزار موردنیاز اداری و یک نوسازی اداری انجام شود، پس از این بود که آقای مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی که در آن زمان جناب آقای حسینی نیلی بودند، از من دعوت کردند که من معاون ایشان در اداره کل شوم. لذا سال 1364 من به عنوان معاون اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان مشغول به خدمت شدم و سال 1367 هم بعد از یک مرحله‌ای که به‌هرحال آن دوره، دوره دفاع مقدس بود و وظیفه بود مانند بقیه آحاد ملت در جبهه حضور پیدا کردم و برحسب اتفاق بعد از بازگشت از جبهه حکم من به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شد.

 جنابعالی سال‌های زیادی را به عنوان مدیركل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان كرمان دراین اداره كل حضور داشته اید، ازنظرخودتان بهترین دستاورد مدیریتی شما دراستان كرمان چه بوده است؟
من از سال 1367 به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان منصوب شدم. از اینجا به بعد داستان بسیار مفصل است. ارشاد در آن موقع در جایی به نام باغ هرندی ساکن بود در باغ هرندی هم میراث فرهنگی مدعی بود که این ساختمان مال میراث هست و ارشاد باید برای خودش جایی را پیدا کند و ما مجبور شدیم که بریم جایی مستأجر باشیم. که از این لحظه به بعد من احساس کردم که باید برای ارشاد کاری کرد که با همت همکارانی که در ارشاد داشتیم که واقعا جا دارد یاد همه شان را گرامی دارم، خیلی دوستان خوبی در آن اداره بودند و حمایت مسئولان وقت استان، شخصیت های ارزشمندی مانند جناب آقای مرعشی، خدا رحمت کند جناب آقای محمودی و بعدا جناب آقای بانک، این ها همه کمک کردند که ما یک زمین را در خیابان ابوحامد داشتیم که با 500 هزار تومان که از جناب آقای مهذب که آن موقع معاون اداری مالی وزارت ارشاد بودند و 500 هزار تومان از جناب آقای مرعشی که استاندار وقت بودند جمعاً با یک میلیون تومان کارمان را شروع کردیم و بعد هم از طریق سازمان برنامه و بودجه اعتبارات این ساختمان را گذاشتند و ساختمانی در خیابان ابوحامد به عنوان ساختمان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان تأسیس شد که الان به عنوان یکی از بهترین ساختمان‌هایی است که همین الان هم ایجاد این ساختمان در استان کرمان جزء افتخارات می‌باشد. به همین ترتیب یک ساختمانی به عنوان کارخانه خورشید مطرح بود، که آن زمان تبدیل به انبار لوله سازمان آب شده بود در یکی از جلسات شورای اداری، آقای مرعشی که در آن زمان استاندار بودند از مدیران خواستند که هرکس برای این ساختمان طرحی دارد طرحش را بیاورد و ما این بنا را در اختیارش بگذاریم و کاربری آن را از حالت انبار خارج کنیم. کارخانه خورشید هم در یک باغی هست مشجر، 19000 مترمربع در بهترین نقطه شهر کرمان، طبیعی بود که باید استفاده مناسبی از این فضا می‌شد چون ساختمان به انبار تبدیل شده بود. مدیران مختلفی طرح‌هایی بردند از جمله بنده هم طرحی را خدمت جناب آقای مرعشی بردم ، و در نهایت پیشنهاد ما این بود که این ساختمان در اختیار ارشاد قرار داده شود و به کتابخانه ملی تبدیل شود. آقای مرعشی هم از بین مجموعه طرح‌هایی که مدیران داده بودند، این طرح را پسندیدند و انتخاب کردند و پذیرفتند که ما به عنوان ارشاد برویم و اینجا را تبدیل به کتابخانه کنیم. خب طبیعی بود که بازسازی ساختمان کارخانه خورشید هم نیاز به پول و هم نیاز به دقت داشت از این جهت که این ساختمان میراث فرهنگی بود و بایستی با ظرافت و دقت کار انجام شود. لذا قرار شد تا من با مسئولان میراث فرهنگی کشور مذاکره کنم و نظر آن‌ها را جلب کنم تا آن‌ها بیایند و طرح بازسازی این مکان را بدهند که من رفتم با دو نفر از معاونین میراث فرهنگی وقت، که همینجا جادارد که من یادشان را گرامی بدارم و تشکر بکنم مذاکره کردم و با توجه به شرطی که جناب آقای مرعشی برای در اختیارقراردادن این ساختمان گذاشته بودند مبنی بر اینکه تا زمان برگزاری کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی که فقط شش ماه زمان داشتیم این ساختمان را بازسازی کنیم، از ایشان خواهش کردم همکاری کنند که این همکاری صورت گرفت و با حضور در محل ساختمان و رفت و آمدهای مکرر بین تهران و کرمان ساختمان را طراحی کردند و از آن طرف هم جناب آقای مرعشی بودجه این بازسازی را تأمین کردند و پیمانکاران مختلفی برای بازسازی انتخاب شدند و ظرف شش ماهی که ما قول داده بودیم با کار شبانه روزی پیمانکاران در سه شیفت ساختمان به صورت اساسی بازسازی شد، دو تا مخزن جدید برای کتابخانه ایجاد شد و دقیقا در روزی که قرار بود کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی برگزار شود آخرین سنگ‌های حوض آب‌نمایی که داخل کتابخانه هست گذاشته می‌شد، که یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین ساختمان‌هایی است که امروز توجه هر بیننده‌ای را جلب می‌کند و بسیاری از افرادی که به کرمان سفر می‌کنند و به بازدید کتابخانه می‌روند می‌گویند حیف بود که ما به کرمان می‌آمدیم ولی این کتابخانه را نمی‌دیدیم. امروز هم خیل عظیمی از جوانان کرمانی اعم از خانم‌ها و آقایان مشتری این کتابخانه هستند و از صبح زود سالن های قرائت پر می‌شود و مخازن و کتاب‌های بسیار خوبی دارد که با مدیریت خوب هم اداره می‌شود لذا این هم یکی از کارهای خیلی خوبی بود که در آن دوره انجام شد. بعد هم به سراغ تأسیس مجتمعی رفتیم که برای هنرمندان باشد، هنرمندان در آن دوره سرپناهی نداشتند، بنابراین تلاش شد تا ساختمان مجتمع فرهنگی هنری کرمان نیز تاسیس و در اختیار جامعه فرهنگی و هنری قرار داده شود که الان این ساختمان در چهارراه طهماسب آباد به عنوان یکی از زیباترین و بهترین بناهای کرمان از آن استفاده می‌شود. بعد هم به همین ترتیب در کرمان و شهرستان‌ها امکانات جدیدی را برای حوزه فرهنگ پیش‌بینی کردیم. در سراسر استان سعی کردیم در هر شهری یک کتابخانه و یک مجتمع فرهنگی هنری تأسیس شود و آن روز شعارمان این بود که نباید هیچ شهری را داشته باشیم که فاقد مجتمع فرهنگی باشد و هیچ مرکز بخشی نداشته باشیم که فاقد کتابخانه باشد که خب بحمدالله در آن دوره حدود 100 مجتمع و کتابخانه عمومی ایجاد شد. در همین دوره جشنواره بین المللی کودکان و نوجوانان از اصفهان به کرمان منتقل شد و در زمان استانداری مرحوم جناب آقای محمودی که رحمت خدا بر ایشان باد برگزار شد که در این دوره به خاطر جشنواره فعالیت‌های عمرانی زیادی در سطح شهر کرمان انجا گرفت و از دوران پر خاطره حوزه فرهنگ به شمار می‌رود، در همین دوره بود که بنیان جشنواره موسیقی مقامی کشور در کرمان گذاشته شد و خاطرات برگزاری نمایشگاه‌های بین المللی کتاب در میدان بیرم آباد از خاطرات فراموش نشدنی دیگر حوزه فرهنگ در آن دوره است و کنگره‌های بزرگداشت مفاخری همانند خواجوی کرمانی، عماد کرمانی، راجی کرمانی و... می باشد. همکاری در برگزاری کنگره بزرگداشت سرداران شهید و 8000 شهید استان‌های کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان و چاپ 40 عنوان کتاب زندگی نامه سرداران و شهدای استان کرمان زیر نظر سردار سرافراز سپاه اسلام و فرمانده وقت لشکر 41 ثارالله جناب آقای حاج قاسم سلیمانی (حفظه الله تعالی) که از افتخارات جهان اسلام و مفاخر استان کرمان می‌باشند و شدیدا نیز به ایشان عشق می‌ورزم و همچنین همکاری در برگزاری کنگره بزرگداشت شهید محمد جواد باهنر زیر نظر سردار رئوفی که در آن دوره فرماندهی وقت لشکر ثارالله بر عهده ایشان بود که به حمدالله در این کنگره نیز کارهای فرهنگی ماندگار زیادی انجام پذیرفت. برگزاری اولین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم همزمان با برگزاری کنگره ملی نماز نیز در زمره برنامه‌های این دوره است. دوره حضورم در استان کرمان به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان حدود 14 سال طول کشید (از سال 1367 تا سال 1381)  که در طی این سال‌ها آنچه که انگیزه بخش این فعالیت‌ها بود رهنمودهای عالم فرزانه و جلیل و القدر و شخصیت ممتاز حضرت آیت الله جعفری امام جمعه وقت کرمان بود که در جایگاه ریاست شورای فرهنگ عمومی استان کرمان همواره مشوق دست اندرکاران حوزه فرهنگ بودند و عنایت خاصی به اینجانب داشتند. در همان زمان ما جشنواره شعر رضوی کرمان را تأسیس کردیم که آن جشنواره بعدها تبدیل شد به جشنواره بین المللی امام رضا (علیه السلام)، که آن هم داستانش مفصل هست که ان شاءا... در گفتگوهای بعدی خدمت‌تان عرض می‌کنم که از آن تاریخی که این جشنواره تأسیس شده است تا الان حدود 25 سال یعنی ربع قرن هست که می‌گذرد. من سال 1381 ماموریت پیدا کردم به ارشاد خراسان بروم و از سال 1381 تا سال 1391 به مدت 10 سال در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خراسان و خراسان رضوی مشغول به خدمت بودم که در سال 1391 بنیاد بین‌المللی امام رضا (علیه السلام)را تأسیس کردیم که جشنواره امام رضا (علیه السلام) را اداره بکند و از سال 1391 تا سال 1395 هم من خودم را از ارشاد بازنشسته کردم و در بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا (علیه السلام) مشغول به کار شدم چون آن زمان نمی‌شد که فردی که کارمند دولت هست بیاید و در موسسه‌ای که می‌خواهد به صورت غیردولتی اداره شود کار کند لذا من خودم را بازنشسته کردم تا بتوانم در این بنیاد کار بکنم علتش هم این بود که من اساساً از اینکه مأمور شدم و قبول کردم که به خراسان منتقل شوم این بود که بیایم در حوزه امام رضا (علیه السلام) و حوزه فرهنگ رضوی بتوانم خدمتی را انجام دهم، لذا زمانی که جشنواره بین المللی امام رضا (علیه السلام) در همان دوره تاسیس شد و بعدها هم با مصوبه هیات محترم وزیران پیگیری شد تا بنیاد بین المللی امام رضا (علیه السلام) تأسیس شود لذا خودم را بازنشسته کردم تا به بنیاد بین المللی امام رضا (علیه السلام) بروم و آن جا کار رضوی انجام دهم که بحمدالله این بنیاد هم امروزه یکی از نهادهای استواری هست که در گستره فرهنگ رضوی خدمت می کند. در سال 1395 هم قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان در موسساتی که به نحوی از انحاء از بودجه عمومی دولت استفاده می‌کنند تصویب شد و چون برای بنیاد امام رضا (علیه السلام)ردیف بودجه گرفته بودیم و بودجه دولتی داشت ناچاراً باید از آن جا کناره گیری می‌کردم که در همان جا خوشبختانه آستان قدس رضوی من را دعوت به همکاری کرد و پیشنهاد شد برای تاسیس مرکز امور بین الملل آستان قدس رضوی همکاری کنم با دعوت و کمک حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر موحدی که مسئولیت راه اندازی این مرکز به ایشان سپرده شده بود و در زمان قائم مقامی جناب آقای بختیاری و در همین دوره که تولیت عظمای آستان قدس رضوی بر عهده حضرت آیت ا... رئیسی می‌باشد، مرکز امور بین الملل آستان قدس رضوی را راه اندازی کردیم که باز این قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان در آستان قدس رضوی هم اجرا شد ودانشگاه آزاد اسلامی مشهد من را دعوت به همکاری کرد که در حال حاضر دراین دانشگاه مشغول به خدمت هستم.

 اگر از شما بپرسیم كه در دوران مدیریت‌تان در كرمان چه آرزویی داشته‌اید كه نتوانسته‌اید به آن دست یابید پاسخ‌تان چیست؟
من فکر می کنم در 14 سالی که در کرمان بودم به نظر خودم می‌رسد آنچه که نیاز حوزه سخت افزاری بخش فرهنگ بود حداقلش این بود که بدیهیات انجام شد. کما اینکه در پژوهشی که خدا رحمت کند استاد عزیز و بزرگوارمان جناب آقای دکتر برومند سعید که اهل بردسیر بودند و در دانشگاه آزاد و شهید باهنر تدریس داشتند، تحقیقی را ایشان انجام داده بودند به این معنا که تا پایان دوره‌ای که من در کرمان بودم ایشان بررسی کرده بود ما از رتبه 17 ام توسعه یافتگی در بخش فرهنگ در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1381 که من کرمان را ترک کردم به رتبه 3 ام توسعه یافتگی در بخش فرهنگ در حوزه سخت افزاری به خاطر امکاناتی که ایجاد شده بود، دست یافته بودیم. و در حوزه نهادسازی هم به همین شکل، به این معنا که در این دوره آن زمانی که من کرمان را ترک می کردم بیش از 50 نشریه اعم از هفته نامه، روزنامه و یا ماهنامه مجوز دریافت کرده بودند، بیش از یکصد کانون فرهنگی هنری مسجد تأسیس و انجمن‌های قرآن راه اندازی و موسسات فرهنگی و انتشاراتی زیادی مجوز دریافت کردند. نهادها و انجمن‌های فرهنگی هنری زیادی شکل پیدا کردند، تشکل‌های فرهنگی هنری هم باز در این دوره در تمام شهرها، ایجاد شد و در همه شهرستان‌ها، موسسات فرهنگی هنری و انتشاراتی ایجاد شد و در مرکز استان هم بیشترین تراکم مراکز فرهنگی و تشکل‌های مردمی بود و در حقیقت این باور در مجموعه آن دوره بود که ما باید کار را به مردم بسپاریم و از تصدی‌گری خارج شویم و بیشتر حمایت کننده و نظارت کننده باشیم. لذا حضور و مشارکت مردم در صحنه فعالیت‌های فرهنگی یکی از رموز اصلی موفقیت بخش فرهنگ بود. به همین دلیل به نظر من در بخش سخت افزاری و مشارکت های مردمی به نظر می‌رسد که آرزوهای من تحقق پیدا کرده باشد. اما در حوزه نرم افزاری طبیعی هست که به میزان سرمایه‌گذاری و اعتباراتی که می‌شد هزینه کرد به همان میزان هم می‌شد از ظرفیت خیل عظیم جامعه فرهنگی هنری استفاده کنیم. لذا چون این بخش کار همیشه با یک کمبودهایی مواجه بودیم که طبیعاً نمی‌توانستیم آنطور که دل‌مان می‌خواهد به حوزه کتاب، نشر، فیلم، خوشنویسی و ادبیات داستانی، تئاتر، موسیقی، شعر و هنرهای تجسمی کمک کنیم این همواره به عنوان یکی از حسرت‌های من هست که ای کاش حالا که بخش سخت افزاری ما تا حدودی کامل شده است و تا حد زیادی نقش مردم در حوزه فعالیت‌های فرهنگی مشخص شده است و مردم به صورت جدی در حوزه فرهنگ ورود پیدا کردند، ای کاش ما به اندازه کافی اعتبار می‌داشتیم که مردم را در صحنه نگه می‌داشتیم که این می‌تواند به عنوان یکی از حسرت‌های من باشد.

 جناب‌عالی بعد از كرمان به مشهد رفتید و در آنجا علاوه بر مدیركلی فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در بنیاد بین‌المللی امام رضا (ع) مشغول به خدمت شدید كه متصدی جشنواره‌های مختلف رضوی است؛ با این مقدمه می‌خواهم بدانم آیا در بنیاد برای ابقای جشنواره شعر رضوی در كرمان نقشی داشتید؟
ببینید اساساً اگر امروز ما جشنواره بین‌المللی امام رضا (علیه السلام) و بنیاد بین‌المللی امام رضا (علیه السلام) را داریم باید بپذیریم که شالوده اصلی این جشنواره و این بنیاد، همان تفکرجشنواره شعر رضوی کرمان هست. به جهتی که من زمانی که به خراسان رفتم آن دوره، دوره وزارت جناب آقای احمد مسجدجامعی بود و وقتی که بحث ایجاد جشنواره بین‌المللی امام رضا (علیه السلام) شد خود ایشان به من گفتند که آقای جعفری، آنچه که امروز باعث می‌شود که ما بخواهیم جشنواره بین‌المللی امام رضا (علیه السلام) را شروع کنیم و حرکت کنیم و پیگیری کنیم در حقیقت بر اساس ایده جشنواره شعر رضوی کرمان هست. لذا توفیق یافتم طرح جشن‌های عید رضوی (که بعدا به جشن‌های دهه کرامت شهرت یافت) و جشنواره فرهنگی و هنری امام رضا (علیه السلام) با کمک دوستان ارشاد خراسان رضوی و آستان قدس رضوی تدوین کنیم و به شورای فرهنگ عمومی استان خراسان ارائه نماییم. که شورای فرهنگ عمومی در سال 1381 این طرح را مصوب کرد و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت و شیوه نامه اجرایی آن با کمک دوستان‌مان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشته شد و زمانی که این شیوه نامه اجرایی به استان خراسان ابلاغ شد در سال 1382 عملاً جشنواره فرهنگی هنری امام رضا (علیه السلام) با هشت شاخه شروع شد، که در همان سال اول، همه معتقد بودند که این جشنواره باید به گونه‌ای دنبال شود که فاصله سالروز ولادت حضرت معصومه سلام ا... علیها تا سالروز ولادت حضرت امام رضا (علیه السلام)را پوشش دهد که چون عجالتاً در خراسان برگزار می‌شد هنوز آنطور که باید و شاید بسط و توسعه پیدا نکرده بود، اما بعدها که استان‌های سراسر کشور  مشارکت کردند و هرکدام یک شاخه‌ای از جشنواره را پذیرفتند بنابراین موضوع دهه کرامت به صورت جدی و خودجوش از سوی مردم پذیرفته شد و در سفری که مقام معظم رهبری به استان قم داشتند و با تبریک رسمی دهه کرامت، عملاً دهه کرامت مورد توجه رسانه‌ها به‌ویژه صدا و سیما قرار گرفت و از آن به بعد ما نهادی به عنوان دهه کرامت داریم که فاصله سالروز ولادت حضرت معصومه سلام ا... علیها تا سالروز ولادت حضرت امام رضا (علیه السلام) است. بنابراین جشنواره شعر رضوی الهام بخش اصلی جشنواره بین‌المللی امام رضا (علیه السلام) است و اعم از اینکه بنیاد بین‌المللی امام رضا (علیه السلام) بخواهد این نقش را به جشنواره بدهد یا ندهد این نقش وجود دارد چون الان ربع قرن از آن جشنواره می‌گذرد و طبیعی است که مردم کرمان چیزی را که خودشان ایجاد کردند هیچگاه تعطیل نمی‌کنند و از آن حمایت می‌کنند.

  ما امسال در كرمان این زمزمه را شنیدیم كه انگار قرار است جشنواره شعر رضوی از شهر ما برود!؛ این شایعه چقدر حقیقت دارد و اگر چنین زمزمه‌ای را شما هم شنیده‌اید، می‌خواهیم بدانیم نظرتان برای ابقای آن در كرمان چیست؟ وآیا برای آن تلاش می‌كنید؟
من چنین چیزی را نشنیده‌ام، منتها این طور نیست که جشنواره‌ای که ربع قرن دارد از آن می‌گذرد و در شهر و استان کرمان ریشه دارد، تاریخ دارد، هویت دارد، بخواهد جایی برود، حتی اگر قرار باشد مثلا جشنواره دیگری تحت عنوان جشنواره شعر رضوی برگزار شود، می‌تواند در جای دیگر، در استان دیگر، می‌تواند ده‌ها جشنواره شعر رضوی درطول سال برگزار شود، اما جشنواره‌ای با پیشینه ربع قرن، یک نهاد مردمی خودجوش و متعلق به جامعه فرهنگی هنری و مردم کرمان است و به سادگی نمی‌شود آن را نادیده گرفت، این نهاد وجود دارد و نهادی که ربع قرن سابقه دارد قطعا همه حمایت می‌کنند تا استمرار پیدا نماید این نهاد قبل از تاسیس بنیاد وجود داشته و لذا ماندن یا نماندن آن به شاعران و اصحاب فرهنگ و هنر و مردم کرمان بستگی دارد. ممکن است در مقطعی بنیاد نتواند از نظر مالی حمایت کند طبیعی است که باید منابع دیگری را با کمک مدیریت شهری و استانی برای استمرار آن چاره جویی کرد. 


 آیا در سال‌های اخیر دور از كرمان، احساس نوستالژیك نسبت به کرمان به سراغ‌تان‌ می‌آید؟ و اگر پاسخ مثبت است، دلتان برای چه موقعیت‌ها و افرادی تنگ می‌شود؟
انسان زمانی که در غربت هست بیش از هر زمان دیگری یاد وطن می‌کند من خاطرات زیادی را با کرمان، مخصوصاً در حوزه فرهنگ و هنر دارم، لذا تقریبا می‌شود گفت کمتر آنات و لحظاتی وجود دارد که من بتوانم خاطرات گذشته کرمان را از یاد ببرم، به دو دلیل، یکی وفاداری مردم کرمان و نجابت مردم کرمان و مخصوصاً نجابتی که جامعه فرهنگی و هنری نسبت به بنده داشته اند، لطفی که نسبت به من داشتند و حمایتی که می‌کردند. من با ضرس قاطع عرض می‌کنم که توجهی که جامعه فرهنگی هنری استان کرمان در این 14 سالی که من در آن جا بودم نسبت به حمایت از بنده به عنوان یک خدمتگزار که من بتوانم وظایفم را درست انجام دهم هیچ وقت فراموش شدنی نیست و من هنوز هم با اغلب افرادی که با من کار کردند ارتباطم را حفظ کرده‌ام و تماس داریم، جالب است بدانید که در این سال‌ها هیچ وقت نشده که دوستان من را فراموش بکنند و یا من آن‌ها را فراموش بکنم هرچند بُعد فاصله بوده است همواره این ارتباطات برقرار بوده و کماکان هست. لذا من همیشه دلتنگ کرمان هستم و آرزو دارم که یک روزی حتما به کرمان برگردم و آن روز که خدا صلاح می‌داند که من از این دنیا بروم حتما آرامگاه من در استان کرمان باشد.

 آیا هنوز هم اخبار كرمان را دنبال می‌كنید؟ كدام حوزه را بیشتر علاقه‌مندید؟
اخبار کرمان را که مرتب دنبال می‌کنم چون در پی این سال‌هایی که من از کرمان آمدم همیشه در هر دوره‌ای دوستان من در آن جا کماکان مدیریت ارشاد را برعهده داشتند که در دوره اخیر هم جناب آقای علیزاده که از همکاران همان دوره ما بودند و از جوانان بسیار نجیب و فعال و دلسوز و پرکار بودند و هستند امروز به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور دارند. من بر حسب موقعیت‌هایی با ایشان در تماس هستیم، چه اعیادی که من به کرمان می‌روم و سفر می‌کنم، ایشان را می بینیم و یا زمان‌هایی که ایشان به مشهد می‌آیند بر ما منت می‌گذارند، حضور پیدا می‌کنند و همدیگر را می‌بینیم، دوستان هنرمندان دیگری هم که به مشهد و زیارت حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) مشرف می‌شوند می‌آیند و همدیگر را می‌بینیم. بنابراین ارتباطم با حوزه فرهنگ کماکان برقرار است. اما اینکه حوزه علاقمندی من در کدام بخش‌های فرهنگی و هنریست، چون من ذاتاً و کلا بدون مبالغه به همه بخش‌های فرهنگی و هنری علاقه دارم، لذا ترجیح خاصی ندارم و همه بخش‌ها را از عمق وجودم دوست دارم.

 در خانه خوش‌ اخلاق‌تر هستید یا بیرون از خانه؟
من سعی می‌کنم که هم در داخل خانه خوش اخلاق باشم و هم در بیرون از خانه، البته طبیعی است که هر انسانی ضعف‌هایی دارد و ممکن است در خانه هم بداخلاقی کند و گاهی ممکن است در بیرون هم بداخلاقی کند، اما رویه‌ام این است که در هر دو جا خوش اخلاق باشم.

 جناب جعفری، چقدر به ورزش علاقه‌مند و با آن درگیرید؟ آیا سابقه‌ای در این زمینه دارید؟
من دوره دبیرستان، فوتبال بازی می‌کردم در یک مقطعی هم والیبال، اما بعدها که در اشتغالات اجرایی افتادم از هر دوی آن‌ها مانده ام و هر وقت فرصت داشته باشم، پیاده روی می‌کنم.

 به كدام ورزش و كدام ورزشكار علاقه خاص دارید؟
من به ورزش‌های پهلوانی خیلی علاقمندم و به طور مثال به زندگی پوریای ولی دلبستگی پیدا کردم.

  به كدام رشته هنری بیشتر از بقیه رشته‌های هنری علاقه‌مندید و با كدام هنرمند بیشتر مانوس‌اید؟
من در دوره‌ای که کرمان بودم از شخصیت‌های بزرگی دعوت کردیم و آمدند در بخش هنر کار کردند، مثلا من فراموش کردم بگویم از جمله کارهای بزرگی که انجام شد بازسازی موزه صنعتی بود که خدا رحمت کند جناب آقای دکتر حبیبی که آن زمان معاون اول رییس جمهور وقت بودند آمدند با اعتباری حدود 750 میلیون تومان، که آن زمان رقم قابل توجهی بود اعتبار گذاشتند و کار بازسازی شروع شد و بعدها هم ادامه پیدا کرد که من دیگر نبودم. چون این موزه در دوره های مختلف به تکامل رسید. خب ما آن دوره یک اعتباری را جناب آقای دکتر حبیبی تأمین کردند و رفتیم آثار استاد سیدعلی اکبر صنعتی را خریداری کردیم و به این موزه آوردیم چون بخشی از اثار ایشان هنوز در منزلشان بود و بخشی در موزه بود، لذا کل آثار ایشان را خریداری کردیم و به موزه آوردیم و موزه بازسازی شد. بنابراین یکی از شخصیت‌ها و چهره‌هایی که خیلی به ایشان علاقه دارم استاد سیدعلی اکبر صنعتی هست که آن موزه، مرهون آثار و زحمات ایشان است. در بخش موسیقی هم در آن دوره دوستان ما خاطرشان هست که شخصیت‌های صاحب نامی همانند گروه مشکاتیان، جناب آقای شهرام ناظری، جناب آقای هابیل علی‌اُف هنرمند آذربایجانی که با یک ویولون جمعیت حدود 1000 نفری داخل سالن سینمای شهر کرمان را میخکوب می‌کرد. خدا رحمت کند ایشان را هم، از دنیا رفته‌اند. ارکستر سنفونیک تهران را در دوره دفاع مقدس که کارهای دفاع مقدس داشتند با یک پرواز چارتر دعوت کردیم، آمدند و برنامه اجرا کردند . در آن ارکستر سنفونیک آقای گلریز و آقای مهرداد کاظمی اجرا می‌کردند. این ها شخصیت‌هایی بودند که من هم به آن‌ها و به کارهای‌شان علاقه داشتم، شخصیت‌های تئاتر مثل استاد ناظر زاده کرمانی، که ایشان هم یکی از شخصیت‌های مجرب در حوزه تئاتر هستند که من واقعا به ایشان علاقه دارم و جناب آقای رضا ایرانمنش که یک چهره معروف تئاتر کشور هستند. استاد دژاکام که از چهره‌های مطرح عرصه هنرهای نمایشی کشور هستند. در حوزه فیلم و سینما ما چهره‌های مطرحی داریم از جمله جناب آقای جواد ارشاد، جناب آقای زهره کرمانی و ... من به این شخصیت‌ها علاقه داشتم. یا شخصیت صاحب نام حوزه موسیقی کشور مرحوم ایرج بسطامی که خدا رحمتشان کند و دوست عزیزم جناب آقای پیروز ارجمند و ....در کرمان هم ما با بزرگان زیادی محشور و مأنوس بودیم مثل خدا رحمت کند حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای فخر مهدوی، حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای صمدانی، جناب آقای توحیدی، استاد حمید مظهری، سرکارخانم فاطمه جهانگرد که خدا همه آن‌ها را رحمت کند و همچنین شاعر ارزشمند را که خدا به ایشان سلامتی بدهد جناب آقای احمد اسدالهی و استاد کم نظیر حوزه خوشنویسی جناب آقای جمال الدین مودب، همچنین دوستان عزیزم آقایان سعادت ارجمند، یحیی فتح نجات، احمد یوسف زاده، محمدصادق طاهری، محمدرضا هاشمی‌نژاد، علی سلطانی‌زاده، سهراب افشار، بنی اسدی، شریفی و .... همچنین جناب آقای مهندس مهران عالم زاده که وقتی بنده ارشاد بودم توفیق و افتخار داشتم با ایشان تمامی کارهای عمرانی که داشتیم را کار کنیم؛ یکی از ارکان آن کارهای عمرانی جناب آقای مهندس عالم زاده هستند که امروز به عنوان شهردار کرمان توسط شورای شهر انتخاب شدند. و یا یک جوان دیگر هم که من احساس می کنم مربوط به کشف دوره خودم هست جناب آقای دکتر حامد حسینخانی که باز هم ایشان از شاعران مطرح کشور هستند و از جوانانی بودند که زمانی که پشت میکروفن می رفتند و شعر می‌خواندند مو به تن آدم راست می شد و مخصوصاً شعرهای ولایی که داشتند. حالا ممکن است من خیلی ها را هم از قلم انداخته باشم منتهی این ها کسانی هستند که برای کرمان نقش آفرینی کردند و من هم به ایشان علاقه دارم.

 ادبیات كلاسیك را بیشتر می‌پسندید یا ادبیات معاصر را؟
سلیقه شخصی من ادبیات کلاسیک است اما قطعا ادبیات معاصر هم طرفداران خاص خودش را دارد.

  آقای جعفری میدانم كه شما خادم امام‌رضا (علیه السلام) هم هستید، خیلی كنجكاوم بپرسم فردی مثل شما كه بیشتر سال‌های كاری‌اش را به عنوان مدیر و در پست مدیریتی مشغول به خدمت بوده، درهنگام خادمی امام رضا و زوارش چه حس و حالی دارد؟ اگر خاطره جذابی از خادمی خود دارید، بیان بفرمایید؟
بله من روزی که قرار شد به خراسان بیایم مردم کرمان که جدا مردم بسیار وفادار، نجیب و بزرگواری هستند یک مراسم تودیع بسیار مفصلی را برای من در خانه شهر برپا کردند که من آن خاطره را هم هیچ وقت فراموش نمی کنم و مدیون مردم کرمان و جامعه فرهنگی هنری از این بابت هستم و همزمان با مراسم تودیع روزنامه عصر ظهور که توسط برادر عزیزم جناب آقای علویان منتشر می‌شود تصویری از من در صفحه اول خود زده بود و گفته بود که جعفری به خراسان رفت تا خادم امام رضا (علیه السلام) شود و من داشتم به ارشاد می‌رفتم و هنوز بحثی از اینکه خادم امام رضا (علیه السلام) شوم نبود چون همانطور که می‌دانید اینطور نیست که بهمین سادگی فردی خادم شود و من زمانی که به خراسان آمدم بعد از 9 سال، توانستم افتخار پیدا کنم که لباس خادمی حضرت امام رضا (علیه السلام) را بپوشم و همین جا هم باید یاد بکنیم از شخصیت کم نظیر جهان اسلام، تولیت فقید حضرت آیت ا... واعظ طبسی که آستان قدس رضوی به عنوان نمونه‌ای از مدیریت موفق اسلامی را در دوره ایشان رقم زد و ایشان حکم خادمی را به من دادند. لذا می‌خواهم عرض بکنم که این خادمی اینقدر پر از خاطره هست زمانی که در حرم هستید و در کنار مضجع نورانی و ملکوتی حضرت امام رضا (علیه السلام) هستید و مردم با چه اشتیاق زائدالوصفی به سمت ضریح ورود پیدا می کنند و از خود بی‌خود می‌شوند، صحنه‌هایی است که بیان شدنی نیست و همه‌اش خاطره است.

 و در پایان كنجكاویم بدانیم، درسالهای انجام وظیفه‌تان درحوزه فرهنگ، و یا در زندگی روزمره، آیا مورد یا مواردی پیش آمده كه احساس كنید اشتباه كرده‌اید؟ اگرپاسخ مثبت است، چگونه با آن برخورد كرده و از آن عبور كرده‌اید؟
بله، حتما. انسان بعضاً در دوره کاریش اشتباهاتی را انجام می‌دهد و مهم آن است که از آن اشتباه عبرت بگیرد و آن اشتباه را یک سکویی ببیند برای جهش مناسب‌تر و خب از این موارد وجود داشته، البته سعی می‌کردیم که کارهای‌مان را با مشورت پیش ببریم و من اساساً اهل مشورت هستم و دوستان‌مان در کرمان می‌دانند که ما برای هر بخشی یک شورا و یک انجمنی را درست کرده بودیم مثلا اگر می‌خواستیم راجع به شعر حرفی را بزنیم توسط انجمن شعر تمام برنامه‌هامان را می‌بستیم مثلا همین جشنواره شعر رضوی را با کمک انجمن شعر به جمع بندی رسیدیم که به میمنت ایام ولادت امام رضا (علیه السلام) جشنواره‌ای را با عنوان جشنواره شعر رضوی برپا کنیم. یا در حوزه تئاتر می‌خواستیم تصمیم بگیریم، در حوزه کتاب و نشر، در حوزه موسیقی، در حوزه ساخت و ساز و عمرانی می‌خواستیم تصمیم بگیریم که برای همه این‌ها انجمن‌ها، شوراها، کمیته‌ها و کارگروه‌هایی راه اندازی شده بود که با آن ها مشورت می‌کردیم. مثلا در حوزه بزرگداشت مفاخر ما انجمنی را تحت عنوان انجمن آثار و مفاخر فرهنگی داشتیم و انجمنی که عمدتاً دانشگاهیان و فرهیختگان شهر بودند آن‌ها تصمیم می‌گرفتند که بزرگداشت کدامیک از بزرگان را در دستورکار قرار دهیم و برگزار کنیم. لذا چون کارها مشورتی بود سعی می‌شد کمتر اشتباه شود. که طبیعتاً در همان کارهای مشورتی و اجرایی هم بعضاً ممکن است با اشتباهاتی همراه شود ولی سعی می‌شد که آن اشتباهات جبران شود و به اضافه اینکه عبرتی باشد برای انجام کارهای بهتر و مطلوب‌تر.

 اگر بحث یا موضوعی هست كه بخواهید در این فرصت بیان كنید، بفرمایید؟
من به مردم کرمان یکبار دیگر سلام عرض می‌کنم و برای همه آن‌ها آرزوی سربلندی و سعادت دارم. برای جامعه فرهنگی هنری آرزوی موفقیت می‌کنم و از دور و نزدیک شاهد رشد روزافزون جامعه فرهنگی هنری و تلاش‌شان هستم. خوشبختانه امروز کرمان به عنوان یکی از استان‌های سرآمد در عرصه مطبوعات، عرصه نشر، حوزه صنعت چاپ، حوزه هنرهای تجمسی، هنرهای نمایشی، حوزه موسیقی و فیلم و تئاتر و همچنین در بخش ایجاد و توسعه کتابخانه‌های عمومی شناخته می‌شود و یکی از استان‌های فرهنگی کشور هست و مزیت اصلی استان کرمان فرهنگ است و لذا برای همه‌شان آرزوی موفقیت می‌کنم. طبیعتاً آن چیزی که درخواست من هست اینکه اگر همدلی و همراهی وجود داشته باشد بین مردم و مسئولان فاصله نباشد و همه همدیگر را دوست داشته باشیم و همه برای موفقیت استان‌مان تلاش کنیم، مطمئناً شرایط بسیار خوبی را که رقم زده شده، من بعد هم این شرایط ادامه پیدا خواهد کرد و هر روز نسبت به قبل وضعیت بهتری خواهیم داشت.

 لطفا با مخاطبان این مصاحبه با یك شعر خداحافظی كنید؟
هرچند که از روی کریمان خجلیم
غم نیست که پرورده این آب و گلیم
در روی زمین نیست چو کرمان جایی
کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم

15.6258