جمعه 24 آذر 1396
نسخه آزمایشی
  • جامعه
  • شماره خبر: 9505210
  • 26 مرداد 1395
  • 12:09
  • امتیاز:5/4
  • امتیاز شما
پذیرفتن مفاهیم مطرح شده در جوک‌های جنسیتی افراد جامعه را منفعل می‌کند

خندیدن به جوک‌های ضد زن و ضد مرد نشانه‌ی شادی نیست

پذیرفتن مفاهیم مطرح شده در جوک‌های جنسیتی افراد جامعه را منفعل می‌کند

. زمانیکه افراد فاقد حس خودارزشمندی باشند، نهتنها به انتقال و پخش پیامکهایی که ضدارزشهای روحی و وجودیشان است، دست میزنند، بلکه میتوانند تولیدکنندهی آن نیز باشند.

امروزه در شبکه‌های اجتماعی مطالب و جوک‌های فراوانی میان افراد و گروه‌ها با محتوای مختلف رد و بدل می‌شود. بعضی از این مطالب دارای مضمون‌ ناپسند توهین و تمسخر دختران و زنان یا مردان و پسرهاست. شوخی‌هایی که درباره‌ی شوهریابی و شوهرداری زنان و هوش آن‌ها و با استفاده از واژه‌‌های زشت و ناپسند در مورد آن‌ها در قالب پیام‌ها رد و بدل می‌شود؛ یا جوک‌هایی با مضمون حقیر کردن مردان و بی‌اهمیت جلوه دادن آن‌ها در چشم زن‌ها. در این پیام‌ها دختران موجوداتی در نظر گرفته می‌شوند که سطح هوش عمومی و اجتماعی‌شان پایین است، معنی اصطلاحات و گفتگوهای عمومی را درک نمی‌کنند و معانی مجازی حرف‌ها را در روابط روزمره نمی‌فهمند. مردها هم موجوداتی خیانت‌کار، ترسو، بی‌احساس و بدون درک و بی‌ارزش در نظر زن‌ها نشان داده می‌شوند.

از طرف دیگر در کنار طنزها و پیامک‌های بی‌محتوایی که در مورد زنان و مردان ساخته و پخش می‌شود، گاهی خود آن‌ها نیز اقدام به انتشار و بیان پیام‌هایی می‌کنند که علیه جنسیت‌شان ساخته شده است.

مهم‌ترین نکته‌ای که در رابطه با دلایل افراد برای تولید و بازنشر این‌گونه پیام‌ها می‌توان گفت، بحث نداشتن عزت‌نفس و حرمت در شخصیت افراد است. حرمت وجود، شخصیت و اندیشه‌ی انسان بسیار مهم است که اگر نباشد، افراد هر تحقیر و تمسخری را در مورد خود پذیرفته و به آن می‌خندند. زمانی‌که افراد فاقد حس خودارزشمندی باشند، نه‌تنها به انتقال و پخش پیامک‌هایی که ضدارزش‌های روحی و وجودی‌شان است، دست می‌زنند، بلکه می‌توانند تولیدکننده‌ی آن نیز باشند.

 

راهکارهای خرد و کلان برای حذف جوکهای ضد زن و ضد مرد

راه‌کارهای حذف و جلوگیری از ترویج پیامک‌های سخیف جنسیتی در شبکه‌های اجتماعی از دو جنبه قابل بررسی است؛ یکی در بخش خرد که مهم‌ترین راه‌کار در این زمینه تقویت عزت‌نفس و حس حرمت و خودارزشمندی در افراد است. در بخش کلان احتیاج به فرهنگ‌سازی داریم. این فرهنگ‌سازی نباید در حد یک حرف و بیان کلی باشد، بلکه باید به شکل تلاش مداوم و برنامه‌ریزی‌شده‌ی یک گروه قوی باشد که آن‌قدر در شبکه‌های مجازی به اثرات مخرب و ویران‌گر این قبیل پیامک‌ها بر سبک زندگی روزمره‌ی زنان و مردان اشاره کند تا افراد جامعه دست از انتشار این قبیل مضامین به‌اصطلاح طنز بردارند.

 

پذیرفتن مفاهیم مطرحشده در جوکهای جنسیتی، افراد جامعه را منفعل میکند

گرچه شروع نگاه ضدزن و ضدمرد در جامعه تقصیر اعضای فعلی جامعه نیست؛ اما مسئولیت ادامه‌ی آن با خودمان است. اعضای جامعه با رفتارهای اجتماعی خودآگاهانه و ناآگاهانه‌ی خود، نگاه زن‌ستیز یا مردستیز را تقویت می‌کنند. یکی از این رفتارها تولید و پخش و حتی خندیدن به جوک‌های جنسیتی است. برخی واکنش‌ها نسبت به این جوک‌ها موجب تشدید و ترویج آن‌ها می‌شود؛ اولین واکنشی که گاه در بین بعضی از اعضای گروه مخاطب جوک دیده می‌‌شود، پذیرفتن آن است. این نوع واکنش «سرکوب درونی‌شده» نامیده می‌‌شود. در این حالت شخص ویژگی‌هایی را که برای او می‌سازند، باور می‌‌کند و خود را درون آن‌ها می‌گنجاند. برای مثال می‌‌پذیرد که به‌دلیل جنسیت‌اش دارای ویژگی‌‌هایی مثل کم‌هوشی، بی‌تفاوتی، سطحی‌نگری، پیروی کورکورانه از مد یا ناتوانی در حرفه‌های خاصی است و بنابراین منفعل می‌‌شود.

انکار تاثیر جوک‌‌ها با درونی‌کردن آن‌ها از طرف اعضای گروه مخاطب، دلیل قانع‌کننده‌ای برای رد مخرب‌بودن جوک‌های جنسیتی نیست. درواقع همه‌ی ما جدای از زن یا مرد بودن‌مان حق‌ و وظیفه داریم نسبت به خطرات چنین جوک‌هایی اعتراض کنیم؛ زیرا همه‌ی گروه‌های مردم در جامعه باهم زندگی می‌کنند و آسیب‌های اجتماعی می‌تواند در درجات مختلف همه‌ی جامعه را تحت‌تاثیر قرار دهد.

 

خندیدن به جوک صرفا علامت شادی نیست

یکی از کارکردهای جوک، ایجاد احساس صمیمیت و همبستگی بین اعضای یک گروه است. گفتنِ جوک نشانِ خوش‌مشربی‌ تلقی می‌شود و خندیدن به جوک، پاسخ مثبتی است به نشان خوش‌مشربی متقابل.

پس خندیدن به جوک صرفا نشانه‌ی شادی نیست، بلکه کارکردهای اجتماعی دیگری نیز دارد. اگر در یک جمع کسی به جوکی نخندد، به این حساب گذاشته می‌شود که یا به‌اصطلاح جوک را نگرفته و یا این‌که به محتوای جوک اعتراض دارد. در هر دو حال نخندیدن به جوک نشان از افتادنِ فاصله در بین اعضای گروه دارد و از طرف اعضا پسندیده نمی‌‌شود. به همین دلیل به‌خصوص در گروه‌های صمیمانه‌تر دوستی یا فامیلی مشاهده می‌کنیم که اگر کسی از اعضا انتقادی به پیامک‌های ضدزن و ضدمرد داشته باشد، در جواب می‌شنود: ضدحال نباش؛ جوگیر نشو؛ کلاس نگذار و فلسفه نگو؛ و خلاصه به‌نوعی از جمع طرد می‌شود. در این موقعیت اعضای گروه اغلب برای حفظ هم‌بستگی خود به‌جای نقد جوک، به شخص معترض حمله می‌کنند. او را به کم‌ظرفیتی، ضدحالی و زیادی حساس‌بودن متهم می‌کنند. به همین دلیل اغلب افراد ترجیح می‌دهند که برای پرهیز از تنش و طردشدن از گروه، به روال عادی همیشگی به هر جوکی بخندند.

 

تبعیض و جوکهای جنسیتی تابعی از یکدیگر

تبعیض و جوک‌های جنسیتی تابعی از یکدیگر هستند و درون یک دور باطل حرکت می‌کنند. این دو از یکدیگر تغذیه می‌‌شوند و به رشد هم کمک می‌‌کنند. جوک‌های جنسیتی از طرفی براساس باورهای رایج، از ویژگی‌‌های یک گروه از مردم ساخته می‌‌شوند و از طرفی با بی‌اعتنایی به ریشه‌های شکل‌گیری آن باورها، به‌جای نقد دلایل به وجود آمدن‌شان، آن‌ها را تقویت می‌کنند.

یکی از واکنش‌های رایج در دفاع از جوک‌های جنسیتی مثال آوردن از تجربه‌ی شخصی و اظهاراتی از قبیل «من خودم دیده‌ام» در تایید صحت آن جوک است. مثال می‌آورند که خودشان با فلان فرد از نزدیک زندگی کرده‌اند و به چشم خود دیده‌اند که این ویژگی‌‌ها (مثلاً کم‌هوشی یا خیانت‌کار بودن) در مورد این گروه صدق می‌‌کند.

اشکال این استدلال آن است که این اشخاص یا مشاهدات موردی خود را به ‌کل تعمیم می‌‌دهند و یا نگاهی سطحی به موضوع داشته و به ریشه‌های تبعیض‌آمیز آن‌چه مشاهده کرده‌اند، بی‌اعتنا هستند. در این حالت جوک، ابزاری می‌شود برای بازتولید الگوهایی که شکل‌گیری آن ریشه در تعابیر نادرست از شرایط تبعیض‌آمیز زندگی گروه‌‌های جامعه دارد.

جوک‌های جنسیتی نه‌تنها به‌دلیل اهانت‌آمیز بودن‌شان، بلکه از آن‌جایی‌ که گروهی از مردم را در یک دسته با ویژگی‌های ثابت قرار می‌دهند، مخرب هستند. اثر مخرب این جوک‌‌ها برای همه، حتی خود اعضای گروه سوژه، به‌آسانی قابل ‌مشاهده نیست. تاثیر این جوک‌ها در زندگی اعضای این گروه‌‌ها می‌تواند غیرمستقیم و در بلندمدت باشد.

دختری که از کودکی تا بزرگ‌سالی از ترس مورد تمسخر واقع‌ شدن از برخی فعالیت‌‌ها اجتناب کرده است، شاید هیچ‌وقت متوجه دلیل سرکوب استعدادهایش نشود. پسری که به‌رغم باورها و میل درونی‌اش، با رواج چنین جوک‌هایی، خیانت به همسر خود یا بی‌تفاوتی نسبت به بسیاری از مسایل را حق خود و در ذات خود تصور می‌کند، آسیب‌های زیادی را به روان خود و اطرافیانش و به جامعه وارد می‌کند.

سوده قاسمی، کارشناس‌ارشد پژوهش‌گری اجتماعی

15.627